سه بزرگترین کلاهبرداری در تاریخ

کلاهبرداری قرمز-توپ و فنجان

مدتها قبل از اینترنت ، مردم به روش های کم و بیش خلاق تر یکدیگر را فریب می دادند. سه کلاهبردار مخصوصاً تخیل موفق به فروش برج ایفل (دو بار) شدند ، یک اقتصاد کلان را خراب کردند و مردم را ترغیب کردند که به سادگی وسایل رایگان را به آنها تحویل دهند..

در اینجا سه ​​داستان کلاهبرداری مورد علاقه ما ذکر شده است:

3. ویلیام تامپسون همه را متقاعد کرد که با چیزهایی به او اعتماد کنند

ویلیام تامپسون در اواسط قرن نوزدهم در شهر نیویورک زندگی کرد و احتمالاً اولین کسی بود که به طور گسترده ای به عنوان "مرد اطمینان" شناخته شد - نوع کلاهبرداری که در کلان شهرهای اواخر انقلاب صنعتی بسیار محبوب شد..

تامپسون به عنوان یک "مرد اعتماد به نفس" از افراد ساده لوحی که در خیابانها ، کافه ها یا رویدادهایی با آنها استفاده می کرد سوءاستفاده می کند و "نوعی اعتماد به نفس" نامیده می شود.

تامپسون با مردم دوستانه قدم می زند ، به آنها سلام می کرد و به این تصور می پردازد که این دو نفر قبلاً با هم ملاقات کرده بودند. تامپسون پس از جلب اعتماد یک غریبه ، به سادگی می پرسید:

"آیا به من اطمینان دارید که تا ساعت فردا با ساعت خود به من اعتماد کنید؟"

باور نکردنی است که این کار کرد. تامپسون موفق شد قبل از اینکه مسئولان با او دست و پنجه نرم کنند ، فریب افراد مختلف را تکرار کند.

به نوعی ، ترفند "شما می توانید به من اعتماد کنید ، به من ساعت خود را بدهید" آنقدر رایج شد که الهام بخش نسلی از هنرمندان اعتماد به نفس شد. یک زن ، به نام برتا هایمن ، حتی در حالی که در زندان محبوس بود ، به یافتن قربانیان ادامه داد. طرح برتا پیچیده تر از طرح تامپسون بود و کاملاً مشابه "419 کلاهبرداری" امروز (کلاهبرداری نامه نیجریه). هیمن ادعا می کند که دسترسی به ثروت عظیم خود را از دست داده است و برای بازگرداندن آن به کمک کمی مالی نیاز داشت.

2. ویکتور لوستیگ برج ایفل ، دو بار فروخته شد

برج ایفل برای نمایشگاه جهانی 1889 مصادف با 100 سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شد. در آن زمان ، بلندترین ساختاری بود که توسط انسان ساخته شد و 41 سال آن عنوان را حفظ کرد (تا اینکه ساختمان کرایسلر در نیویورک از آن پیشی گرفت).

در سال 1925 ، هنگامی که ویکتور لوستیگ 35 ساله بود ، او یاد گرفت که این برج برای حفظ آن گران شده است. وی بعداً با این ایده مواجه شد كه برج ایفل را به یك فروشنده ضایعات فلزی بفروشد.

لوستیگ لطیفه ترین فروشنده قراضه فلزی را که می توانست برای آن نقل قول کند پیدا کرد و حتی موفق شد رشوه قابل توجهی را برای اقدامات خوب به آن اضافه کند. او هم از این راه دور شد - فروشنده ضایعات فلز چنان شرم داشت که فریب خورد که به پلیس نرفت.

پس از کلاهبرداری ، لوستیگ با یک چمدان پر از پول نقد به وین حرکت کرد. وی این کلاهبرداری را چنان موفقیت آمیز دانست که ماه بعد به پاریس بازگشت تا این کار را دوباره با یک فروشنده جداگانه قراضه انجام دهد. اگرچه بار دوم موفق نشد ، اما باز هم توانست از دستگیری فرار کند.

در ایالات متحده ، جورج سی پارکر هنگامی که پل بروکلین را فروخت ، همانند مشابه را انجام داد. چندین بار. پلیس مجبور شد بارها موانع خریدارانی را که سعی در راه اندازی غرفه های عوارض داشتند ، از بین ببرد.

در هند مردی به نام ناتوارلال به دلیل فروش تاج محل ، قلعه سرخ و مجلس پارلمان معروف شد. وی آخرین بار در سال 1996 در سن 86 سالگی دیده شد و گمان می رود مدتی بین سالهای 1996 تا 2009 درگذشت.

1. آلوز دوس ریس خودش پول واقعی چاپ کرد

آلوز دوس ریس در سال 1896 در لیسبون متولد شد. و هنگامی که 28 سال داشت ، خودش پول زیادی چاپ کرد که باعث ایجاد یک بحران اقتصادی شد که منجر به یک کودتای نظامی ناسیونالیست شد..

ریس با بانک پرتغال قرارداد بست که به وی اجازه چاپ مجموعه جدیدی از اسکناس ها را داد و به شرکتی که قبلاً اسکناس های بانک پرتغال ، واترلو و پسران را چاپ کرده بود ، نزدیک شد تا تمام پول جدید را تهیه کند..

از آنجا که چاپگرها برای چاپ اسکناس از صفحات اصلی و قانونی استفاده می کردند ، جعلیات کامل بودند.

ریس 200،000 اسکناس بانکی چاپ کرده است ، تقریباً 1٪ کل تولید ناخالص داخلی پرتغال ، قابل مقایسه با انتشار حدود 2 میلیارد دلار ارز امروز. در یک مقطع ، تقریبا نیمی از 500 یادداشت Escudos جعلی بود.

در حقیقت ، ریس پول زیادی داشت ، مشاغل ، املاک و مستغلات و کالاهای لوکس که وی خریداری کرد باعث ایجاد رونق در اقتصاد شد.

ریس قبل از شستن پول از بانکی که در آنگولا ، مستعمره پرتغالی به دست آورد ، برای شستن پول استفاده کرد ، درخشان ، تلاش کرد که خود را به یک سهام در بانک پرتغال بخرد تا به طور برگشتی تصدیق نامه های غیرمجاز خود را تأیید کند..

سرانجام ، روزنامه نگار O O Sculo ، روزنامه متعلق به مشكل آلفردو د سیلوا كه ریس را به عنوان رقیب می دید ، پیدا كرد..

وسعت توطئه ریس به حدی بود که کمتر کسی باور داشت که می تواند توسط یک فرد مجزا انجام شود. دولت و دادگاه ها گمان می كردند كه نه تنها كارمندان فاسد بانك ملی می توانند به ریس كمك كنند ، بلكه وی همچنین در تلاش برای كنترل آنگولا از دولت آلمان نیز پشتیبانی كرده است..

ریس یک حکم 20 سال زندان دریافت کرد که از آن فقط 15 سال خدمت کرد. وی در اثر حمله قلبی در سال 1955 درگذشت.

آیا جرم پرداخت می کند?

مشهورترین کلاهبرداران اکثراً نتوانستند از ثروت خود لذت ببرند. بسیاری از آنها به زندان رفتند ، توسط قربانیان سابق خود تیرباران شدند و برخی حتی در حریص خود برای کلاهبرداران دیگر افتادند - و این اعتقاد که آنها باهوش ترین افراد زنده بودند.

چشمان خود را برای کلاهبرداری باز نگه دارید و مراقب باشید درمورد استفاده از interwebs!

سه بزرگترین کلاهبرداری در تاریخ
admin Author
Sorry! The Author has not filled his profile.